محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
94
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
( و كمال توحيده الإخلاص له ) برخى از شارحان ، اخلاص را در كلام امام عليه السّلام به معناى زهد و پرهيزگارى واقعى دانستهاند و برخى ديگر آن را به ناقص و تام تقسيم مىكنند . اخلاص به دورى و پاكى از آميختگى و ناخالصى اشاره دارد و معناى اخلاص ناقص در سخنان اين دسته از شارحان مشخص نيست . چنين به نظر مىرسد كه منظور امام عليه السّلام از اخلاص ، ايمان و اعتقاد به يگانگى و بىهمتايى خداوند در كمال مطلق و دورى او از ماده و ويژگىهاى آن و از ستم و هرگونه زشتى و بىنيازى از همگان است ؛ همه به او نيازمند هستند و هيچ چيز شبيه او نيست . ( و كمال الإخلاص له نفي الصّفات عنه ) كمال اخلاص جدا كردن خداوند از صفات مخلوقات و يا به عبارتى صفات خارج از ذات و حقيقت وجودى او است و منظور از نفى صفات در اين عبارت آن دسته از صفاتى نيست كه عين ذات خدا هستند ؛ چه در آن صورت ، همانگونه كه شيخ محمد عبده گفته است : « كلام امام عليه السّلام سرشار از صفات خداوند است و او را به كاملترين شكل توصيف مىكند . » ( لشهادة كلّ صفة أنّها غير الموصوف ) واژه صفت به تنهايى گويا است و نيازى به توضيح آن نيست كه صفت ، معنايى را به موصوف اضافه مىكند و از لحاظ وجود و عدم تابع آن است . لذا بديهى است كه تابع جداى از متبوع و مضاف غير از مضافاليه است . ( و شهادة كلّ موصوف أنّه غير الصّفة ) موصوف نيز غير از صفت است و به آن نيازى ندارد و بلكه صفت است كه در بيان معناى خود به موصوف نياز دارد . بنابراين انتساب صفت به معناى دقيق كلمه ، به خداوند محال است و در صورت انتساب صفتى به او بايد تعدد امر قديم و داراى اجزاء بودن واجب الوجود را پذيرفت . اينگونه